شیخ فخرالدین عراقی
چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بیقراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بیقراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
امام مستملی البخاری
و باز بزرگی گفت:
هر کس که ایمان وی صحیح باشد
نظر نکند مر کَون را و آن چه در آن است،
از بهر آن که خساست همّت از اندکی معرفت باشد
(به خدای تعالی).
از بهر آن که خساست همّت از اندکی معرفت باشد
(به خدای تعالی).
نورالدین عبدالرحمان جامی
یعنی طلب و ارادت او از همۀ مطلوبات و مرادات منقطع گردد، و همۀ معلومات و معقولات از نظر بصیرت او مرتفع شود. از همه روی توجّه بگرداند و به غیر حقّ (سبحانه) آگاهی و شعورش نماند.
ابوالحسین نوری
گفته است:
صفت « صوفی » آن است که:
چون نیابد آرامیده باشد، و
چون بیابد ببخشد و ایثار کند
چون نیابد آرامیده باشد، و
چون بیابد ببخشد و ایثار کند
نورالدین عبدالرحمان جامی
چون طالب صادق، مقدّمۀ نسبت جذبه را که التذاذ است به یاد کرد، حقّ سبحانه در خود باز یابد. که تمامی همّت بر تربیت و تقویت آن گمارد، و از هرچه منافی آن است خود را باز دارد و چنان داند که اگر فی المثل عمر جاودانی را صرف آن نسبت کند، هیچ نکرده باشد و حقِّ آن کَما یَنبَغی به جای نیاورده.
شیخ نجم الدین رازی
حقيقت بدان كه هر چيزي را يكبار زادن است الاّ آدمي و مرغ را و آنچه ذوات بيضه اند كه اينها را دو بار زادن است تا به كمال خود مي رسند.
سهل بن عبدالله تستری
المعرفة هی المعرفة بالجهل
معرفت آن است که به جهل خود عارف شوی.
Gnosis is the gnosis of (your) Ignorance
معرفت آن است که به جهل خود عارف شوی.
Gnosis is the gnosis of (your) Ignorance
شیخ فخرالدین عراقی
پرتو حسن او چو پیدا شد
عالم اندر نفس هویدا شد
وام كرد از جمال خود نظری
حسن رویش بدید و شیدا شد
عاریت بستد از لبت شكری
ذوق آن چون بیافت گویا شد
عالم اندر نفس هویدا شد
وام كرد از جمال خود نظری
حسن رویش بدید و شیدا شد
عاریت بستد از لبت شكری
ذوق آن چون بیافت گویا شد
شیخ فخرالدین عراقی
عشق از روی معشوقی آینۀ عاشقی آمد، تا در وی مطالعۀ جمال خود کند و از وی عاشقی آینۀ معشوقی آمد، تا در او اسماء و صفات خود بیند، هر چند در دیدۀ شهود یک مشهود بیش نیامد، اما چون یک روی به دو آینه نماید هر آینه در هر آینه روی دیگر پیدا آید، با آنکه در حقیقت جز یکی نبود.
شمس تبریزی
خلل از این است که خدا را به نظر محبت نمی نگرند،
به نظر علم می نگرند، و به نظر معرفت، و نظر فلسفه!
و (اما) نظر محبت کار دیگر است.
به نظر علم می نگرند، و به نظر معرفت، و نظر فلسفه!
و (اما) نظر محبت کار دیگر است.
ادامه دهید…
بازدیدها: 5,551

